مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
179
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و چنان كه روايت كردهاند ، پيامبر به مردى از اعراب ، كه از او پرسيده بود ، گفت : « اوست كه چون سختى به تو روى آورد و او را فراخوانى اجابت كند و چون خشكسال شود و او را بخوانى ابر مىبارد و گياه مىرويد و چون مركب تو در دشتهاى فراخ زمين گم شود و او را بخوانى ، آن را به تو باز مىگرداند . » و پيامبر از طريق راهنمونى كارها به دو ، دليل آورده است و گواهى قرآن ، ما را از آوردن اسناد براى اين گونه خبرها ، بىنياز مىكند . چنان كه خداوند تعالى فرمايد : « يا كى اجابت كند دعاى مضطر را چون بخواندش و كى گشايد بلا را و كى گرداندش » ( 27 : 62 ) و در روايت مقبرى از ابو هريره ( رض ) آمده كه پيامبر گفت : شيطان ، گاه ، نزد يكى از شما مىآيد و پيوسته از او مىپرسد كه « اين را كه آفريده ؟ » و او مىگويد : « خدا . » تا آنجا كه مىپرسد : « خدا را كه آفريده ؟ » چون اين سخن را بشنويد به سورهء اخلاص پناه بريد . ابو هريره ( رض ) گويد : يك بار كه نشسته بودم يكى آمد و پرسيد : آسمان را كه آفريد ؟ گفتم : خدا . گفت زمين را كه آفريد ؟ گفتم : خدا . گفت : مردم را كه آفريد ؟ گفتم : خدا . گفت : خدا را كه آفريد ؟ من برخاستم و گفتم : راست گفت پيامبر خدا ( ص ) « بگو اى محمد اوست خداى ، يكى است به خدايى ، خداى آن مهترى است كه خلق نياز به دو بردارند ، نزاد و نزادند او را هرگز و نبود و نباشد او را همتا و همانند هيچ كس » ( 112 : 5 - 1 ) پيامبر از انديشه كردن دربارهء خداى منع كرد ، زيرا وهم و انديشه را به دو راه نيست . و هر كه جستجوى چيزى كند كه راه بدان نباشد ، بازگشت او به دو چيز خواهد بود : يا شك كننده است يا منكر و انكار و شك در او كفر است . و گفتهاند : در آفريدگار خداى بينديشيد و در آفريدگار مينديشيد . زيرا آفريدگان بر او دلالت دارند و آفريدگار قابل درك نيست و هيچ كس از اصناف امتها و خلايق را نمىشناسم مگر اينكه به وجود چيزى نهان كه خلاف حاضر است ، اقرار دارد . از جمله سخن فلاسفه دربارهء هيولى . و اينكه هيولى خلاف اجرام برين و فرودين است . و از ايشان كس هست كه به زندهء گويايى معتقد است كه مرگ بر او روا نيست و حال آنكه او هرگز زندهء گويايى نديده است مگر اينكه ميراست . و از ايشان كس هست كه گويد : جوهر افلاك چيزى است غير از طبايع چهارگانه و او هيچ چيز از غير [ 1 ] اين طبايع را نديده است . و كس هست كه گويد : در بعضى از جاهاى زمين درازى روز بيست و چهار ساعت است و در بعضى جاها شش ماه خورشيد غايب است و او خود اين جاى را نديده است و كس هست كه گويد : نطفه خون بستهاى مىشود و سپس چون گوشت جويدهاى ، و او خود اينها را به عيان نديده است و كس هست كه
--> [ 1 ] متن : « عين الطبائع » بود و به « غير الطبائع » اصلاح شد .